خواجه نصير الدين الطوسي

82

اخلاق ناصرى ( فارسى )

حد خطى مستقيم جز يكى نتواند بود و خطهاى نامستقيم نامتناهى تواند بود و همچنين استقامت در سلوك طريق فضيلت جز بر يك نهج صورت نبندد و انحراف از آن نهج نامحدود باشد ، و از اين جهت باشد صعوبتى كه در التزام طريقهء فضايل واقع بود و آنچه در بعضى اشارات نواميس آمده است كه صراط خداى تعالى از موى باريكتر و از شمشير تيزتر بود ، عبارت از اين معنى است ، چه وجود وسط حقيقى در ميان اطراف نامتناهى متعذر بود و تمسك بدان بعد از وجود متعذرتر . و بدانچه حكما گفته‌اند كه اصابة نقطة الهدف اعسر من العدول عنها و لزوم الصواب بعد ذلك حتى لا يخطيها اعسر و اصعب » همين معنى خواسته‌اند . و ببايد دانست كه وسط را به دو معنى اعتبار كنند يكى آنچه فى نفسه وسط بود ميان دو چيز مانند چهار كه وسط بود ميان دو و شش و انحراف آن از وساطت محال باشد . و ديگر آنچه وسط بود باضافت مانند اعتدالات نوعى و شخصى نزديك اطباء و اعتبار وسط در اين علم هم از اين قبيل باشد ، و از اينجاست كه شرايط هر فضيلتى بحسب هر شخصى مختلف شود و باختلاف افعال و احوال و ازمنه و غير آن هم اختلافى لازم آيد ، و بازاى هر فضيلتى از فضايل هر شخصى معين رذايل نامتناهى باشد چنان كه گفتيم . پس رذايل هر شخصى در حد و عد نتوان آورد و از اين سبب است كه دواعى شر سخت بسيار است و دواعى خير اندك و ليكن حصر اين اشخاص و اعداد بر صاحب صناعت نيست ، چه بر صاحب صناعت اعطاى اصول و قوانين بود نه احصاى جزويات . چنان كه درودگر و زرگر را قانونى بود در تصور درو انگشترى كه بتوسط آن قانون اشخاص نامتناهى از اين دو نوع در عمل توانند آورد و در